|
تاريخ امروز: ۲۹/۲/۱۳۹۲
|
آنلاين سايت: ۷۶ بازديد امروز: ۳۸۳۲ بازديد اين ماه: ۲۱۷۵۲۹ بازديد كل: ۱۰۴۹۵۸۳۲
|
|
|
|
|
|
|
يك كارشناس ارشد محيط زيست: در اثر آلودگيهاي متعدد صنايع نفت، گاز و پتروشيمي خليج فارس به يك مرداب تبديل شده و اكوسيستم آن نابود خواهد شد. |
|
|
| كد گزارشهاي تحليلي: 553 |
نسخه چاپي |
| تاريخ: 29/6/1382 |
بازديد: 99445 |
نويسنده: عليرضا پيمان پاك |
يك كارشناس ارشد محيط زيست: در اثر آلودگيهاي متعدد صنايع نفت، گاز و پتروشيمي خليج فارس به يك مرداب تبديل شده و اكوسيستم آن نابود خواهد شد.خليج فارس و درياي عمان از جمله متنوعترين اكوسيستمهاي جهان هستند كه احداث مجتمعهاي متعدد نفت, گاز و پتروشيمي در كنار اين مناطق, چالش بزرگ زيست محيطي آنها محسوب ميشود. از طرف ديگر عليرغم شواهد فراوان آلودهكننده بودن اين صنايع، تبليغات وسيعي را به خصوص از طرف شركت ملي پتروشيمي مبني بر صنعت سبز بودن آن در رسانهها شاهد هستيم. در جهت بررسي اين موضوع، گروه نفت و گاز شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران، گفتگويي با دكتر محمدرضا فاطمي، مشاور و كارشناس ارشد دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست انجام داده است كه در زير نتيجة آن ارايه ميشود كه تاملبرانگيز ميباشد:
=ضمن تشكر از شركت شما در اين گفتگو، لطفاً در زمينه آلايندگيهاي حاصل از صنايع نفت، گاز وپتروشيمي درمحيط زيست توضيحاتي بيان نماييد؟
¡صنايع پتروشيمي و صنايع نفت وگاز دو مقوله جدا هستند كه از نظر آلايندگيهاي زيستمحيطي، اثرات آنها از يكديگر بايد تفكيك شود. در صنايع نفت و گاز نيز بايستي سه مرحله "اكتشاف"، "حفاري" و "بهرهبرداري" را از يكديگر تفكيك نمود.
درمرحله اكتشاف و شناسايي مشكل چنداني از نظر زيست محيطي وجود ندارد، تنها زمانيكه چاههاي آزمايشي و چاههاي استخراج نفت زده ميشوند، آلايندگي آغاز ميگردد.
در مراحل استخراج و بهرهبرداري, اولاً استقرار دستگاهها در دريا، يكي از عوامل آلودگي است. صداهاي ناهنجار و وجود عوامل خارجي در دريا موجب برهمزدن نظم محيط شده و زندگي موجودات آبزي را مختل مينمايد. زمانيكه حفاري آغاز ميشود نيز ورود گلهاي حفاري به داخل آب، بهدليل در برداشتن مواد شيميايي غيراستاندارد، باعث كشتهشدن و مسموميت آبزيان مختلف ميگردد. درحين عمليات حفاري نيز با رسيدن چاه به نفت و بالاآمدن نفت، ورود نفت به دريا را شاهد هستيم. دركنار اين موضوع, نشتيهاي متعدد خطوط لوله نيز موجب انتقال مقادير قابل توجهي از نفت به دريا ميگردد. از اين رو چاههاي نفتي كه در دريا زده ميشوند، نقاط بالفعل و بالقوه آلايندگي زيستمحيطي هستند كه مناطق اطراف خود را بهطور مستقيم و غيرمستقيم مورد آلايندگي قرار ميدهند.
=آيا در صنايع نفت و گاز دنيا اين آلودگيهايي كه اشاره كرديد وجود ندارند؟
¡ امروزه در دنيا استانداردهايي تدوين شده كه ميزان اين آلودگيها را به حداقل ميرساند. استاندارد كردن تركيب گلهاي حفاري، استاندارد كردن ميزان ورود نفت و نشت آن و نحوه لولهگذاري و ساخت دكل، به نحوي است كه آلودگيهاي حاصله از عمليات استخراج و انتقال نفت را به حداقل برساند. متاسفانه در مملكت ما چندان به اين استانداردها توجه نميشود .
=آيا در بخش صنعت نفت، موارد ديگري از آلايندگي نيز وجود دارد كه ذكر نكرده باشيد؟
¡بله؛ به غير از انتقال از طريق لوله، حمل نفت از طريق نفتكشها نيز آلودگيهاي شديدي را به همراه دارد؛ بعنوان نمونه در خلال جنگ بر اثر تصادف يك كشتي نفتكش بنام كشتي سنندج حدود چهارصد هزار بشكه نفت وارد دريا شد. همچنين "آب توازن" كه اين كشتيها حمل ميكنند، خود حاوي و مواد روغني و نفتي آلودهكننده و موجودات ريز ناشناختهاي براي محيط است كه در هنگام بارگيري در دريا تخليه شده و ضررهاي شديدي از جمله آلودگي آب و از بينرفتن جانداران و آبزيان بومي را به همراه دارد. اين مسائل با توجه به اينكه خليج فارس يك محيط نيمهبسته است، باعث تلنبارشدن آلودگيهاي نفتي مي شود كه در درازمدت فاجعهاي بزرگ را بوجود آورده و موجب از بينرفتن اكوسيستم موجود در آن خواهد شد.
=جنابعالي صنايع پتروشيمي را از صنايع نفت و گاز تفكيك كرديد. به نظر ميرسد اين صنايع نيز كه امروزه يكي از مناطق تمركز آن، سواحل خليج فارس است، زيانهاي زيادي بر محيط زيست منطقه وارد ميسازد. نظر شما چيست؟
¡در زمينه آلودگيهاي ناشي از تاسيسات پتروشيمي نيز بدليل مجاورت اين صنايع دركنار آبهاي آزاد با مشكلات عمدهاي روبرو هستيم. تخريب مناطق ساحلي، پسابهايي كه از اين واحدها وارد دريا ميشوند و نشت موادي مانند جيوه و آرسنيك درمناطق ويژه پارس، ماهشهر و بندرامام بهوضوح مشاهده ميشود. در ايران تاكنون هيچ تدبيري جهت جايگيري صحيح اين صنايع وجود نداشته و از الگوي مشخص زيستمحيطي تبعيت نشده است. سازمان حفاظت محيط زيست نيز از ابتدا بصورت منظم بر جانمايي و فعاليت اين تاسيسات نظارت نداشته است .
امروزه در دنيا، صنعتي كه احتمال ميرود داراي تاثيرات منفي زيستمحيطي باشد، ابتدا بايد يك ارزيابي اثرات زيستمحيطي انجام دهد و به اين سوال پاسخ دهد كه آيا احداث اين واحد در چنين مكاني صحيح است ياخير؟ همچنين پس از احداث و آغاز فعاليت، بايد يك برنامه زيستمحيطي با مديريت زيستمحيطي تدوين نمايد و برطبق آن عمل كند تا اثرات مخرب صنعت خود را به حداقل برساند. متاسفانه اين كار نيز در ايران صورت نميگيرد و براساس "جاانداز، راهبنداز" عمل ميشود. اگر هم واحدي برنامه زيستمحيطي تدوين نمايد، بصورت ظاهري و صوري بوده و تنها بصورت يك تابلوي تزئيني و تبليغي جلوهگر ميشود.
بنده به جرات ميگويم كه فعاليتهاي صنايع نفت، گاز و پتروشيمي در داخل مملكت ما از نظر مديريت زيستمحيطي بهينه نيست. اگر شما از عسلويه و در كنار آن، خليج نايبند بازديد كنيد, شاهد يك فاجعه زيستمحيطي خواهيد بود. هيچ مقامي نه پيگيري كرده نه نظارت كرده، و نه جلوگيري نموده است. فاجعه بزرگتر اين است كه وقتي با مسئولين صحبت ميشود در پاسخ بيان ميدارند كه اين صنعت آنچنان براي مملكت و اقتصاد آن اهميت دارد كه از خسارات زيستمحيطي ناشي از آن بايد چشم پوشيد؛ درصورتيكه پايداري بشر در حفظ همين تنوع زيستي است.
اگر محيط زيست نباشد، وجود مسائلي مانند صنايع نفت وگاز فاقد اهميت خواهد بود. همچنين از بعد اقتصادي اين آلودهسازي بهانهاي براي قدرتهاي جهاني جهت سوءاستفادههايي نظير ارزان خريدن و يا نخريدن نفت و فرآوردههاي آن خواهد شد. جلوگيري از فروش محصولات دريايي نظير ماهي و ميگو از سوي سازمان بهداشت جهاني نيز اثرات زيانبار اقتصادي ديگري است كه حاصل همين آلايندگيها است. اكنون، صيادان ما كه مالكين واقعي دريا هستند و از دريا ارتزاق ميكنند، دچار اختلال در زندگي شدهاند؛ يعني ما صنعتي را بوجود آورديم و در كنار آن صنعت ديگري را از بين برده و حيات افراد بومي را در آنجا مختل كردهايم.
=چرا با وجود اين حد از آلودگي و عدم توجه مديران و مسئولان مربوطه به مسائل محيط زيست، شاهد دريافت لوح تقدير در زمينه اهميتدادن به مساله محيط زيست و نشان "صنعت سبز" از سوي سازمان محيط زيست به صنايع آلودهكنندهاي مانند پتروشيمي هستيم و تبليغات زيادي بر روي اين لوحها و نشانها در صدا و سيما ميشود؟
¡معمولاً جايزهاي كه داده ميشود، به دليل يك عملكرد چشمگير مثبت است؛ مثلاً به خاطر فعاليت مهمي نظير زدودن سرب از بنزين. اين نشانها براي تمامي فعاليتهاي يك وزارت يا سازمان نيست. اگر اين صنايع در برخي موارد عملكرد مفيدي داشتند در اغلب بخشهاي ديگر عملكرد ضعيف دارند.
دليل اين اتفاقات نيز آن است كه در مملكت ما همواره رسم بر تشويق بوده و تنبيه در چنين سطحي وجود ندارد. به نظر بنده در كنار لوح تقدير ميبايد لوح تنبيه و اعتراض نيز به وزير داده شود و به دليل عملكردهاي منفي مورد مواخذه قرار گيرد. بنده روزي به خانم ابتكار پيشنهاد كردم در كنار لوحهاي تقديري كه داده ميشود و بهترينها معرفي ميشوند، بدترينها نيز بايد معرفي شوند. همانگونه كه پتروشيمي به دليل برخي حركتها در جهت حفظ محيط زيست مورد تشويق قرار ميگيرد، بايد بهدليل وجود پتروشيميهاي رازي و بندرامام كه يكي از آلودهكنندهترين مناطق جهان را در اطراف خود بهوجود آوردهاند، مورد مواخذه و سرزنش قرار گيرد. ما در كنار برخوردهاي مثبت بايد برخوردهاي منفي نيز داشته باشيم.
=ممكن است به طور دقيق بفرماييد كه آلودگيهاي زيست محيطي, بر تنوع زيستي در محيطهايي با اكوسيستم متنوع مانند خليج فارس چه اثراتي را برجا ميگذارند؟
¡آلودگيهاي نفتي باعث هيدروليز شدن تخم موجودات آبزي و بارورنشدن آن و ازبينرفتن آبزيان در مرحله نوزادي ميشوند. چنانچه آبزي رشد كرده و مثلاً به ماهي تبديل شود، آلودگي وارد ماهي شده و با مصرف آن توسط انسان، اين آلودگي به بدن او سرايت ميكند. عناصري مانند آرسنيك، كبالت و سرب كه بدليل آلودگيهاي نفتي و صنايع پتروشيمي است، موجب مسموميت جانداران ميگردد. امروزه صدفهاي مرواريدساز ما كه يكي از منابع مهم درآمدي كشور بود بدليل همين آلودگيها از بين رفتهاند. همچنين در مناطقي كه پهناي جزر و مدي داريم، سواحل با نفت آلوده ميشوند و هزينه بسياري جهت زدودن اين آلودگيها مصرف ميشود. آلودگيهاي نفتي زمان زيادي را جهت تجزيه و از بين رفتن نياز دارند و شايد بتوان گفت در آبهايي چون خزر و خليج فارس ميزان ورود آلودگيهاي نفتي به آب چندين برابر ميزان تجزيه مواد نفتي ميباشد.
=ما در برخي موارد شاهد وجود دفاتر زيستمحيطي و واحدهاي مجزاي محيط زيست مانند محيط زيست پتروشيمي هستيم. ارتباط اين دفاتر با سازمان حفاظت محيط زيست چگونه است و فعاليتهاي آنها چگونه ارزيابي مي شود؟
¡ميزان تنوع در دريا چندين برابر خشكي است. شما در دريا در يك مترمربع ميتوانيد صدگونه موجود را شناسايي نماييد. يكي از ضعفهاي سازمان محيط زيست اين بوده كه به خشكي اهميت لازم را داده اما از دريا غافل بوده است, زيرا شناخت كافي نسبت به ارزشها و اهميت آن نداشته است. اين شناخت در بين ارگانهاي ديگر نيز وجود ندارد. وقتي مسئولين واحدهاي پتروشيمي يا نفت وگاز ميخواهند در مورد دريا تصميمگيري نمايند، به دليل نداشتن شناخت، دريا را محيط آبي وسيعي ميبينند كه بقول خودشان ورود يك فاضلاب كوچك در آن به چشم نميآيد و زيان چنداني ايجاد نمينمايد. اما در مورد دفاتر زيست محيطي كه اشاره كرديد، يكي از كارهاي مناسب در دولت آقاي خاتمي اين بوده كه مسئله محيط زيست بوسيله معاونت محيط زيست در هيات دولت بطور مستقيم مطرح شد و وزرا تا حد مطلوبي با اين مسئله آشنا شدند. اين آشنايي به مجموعههاي پايينتر منتقل شد و در برخي موارد منجر به احداث دفاتر زيستمحيطي در واحدهايي نظير پتروشيميها شد؛ ولي متاسفانه هيچگونه ارتباط ارگانيك و منسجمي ميان آن دفاتر و سازمان حفاظت محيط زيست برقرار نشد.
سازمان حفاظت محيط زيست بايد يك ارتباط منظم با اين دفاتر داشته باشد و ردههاي كارشناسي و دستورالعملهاي لازم را براي اين دفاتر تنظيم نمايد، آموزشهاي لازم را بدهد و مطمئن شود كه در دفتر يك واحد پتروشيمي، كارشناسان زبده و دلسوز با اهداف معين وجود دارند كه مسائل محيط زيست را پيگيري مينمايند و بهعنوان بازوهاي سازمان محيط زيست در مورد برنامههاي واحدها نظرداده و كار ميكنند.
سازمان محيط زيست نميتواند شخصاً بعنوان ناظر، كنترلكننده و بازدارنده كليه فعاليتهاي صورتگرفته در صنايع عمل نمايد. هر ارگان و حتي هر فرد خود بايد از طريق افزايش آگاهيهايي كه در او بوجود ميآيد، حفظ محيط زيست را در راس برنامه كاري قرار دهد. اگرسازمان محيط زيست, وزارتخانهها و صنايعي نظير پتروشيمي را در اين زمينه تقويت نمايد به نحوي كه خود صنايع همكاريهاي لازم را به صورت خودجوش انجام دهند و خود را موظف كنند كه حفظ محيط زيست را در اولويت قراردهند, ديگر نيازي به بازرسي، نظارت, جنجال و درگيري نيست. سازمان محيط زيست بايد آگاهيهاي لازم را بهنحوي در بين مديران و مسئولان بوجود آورد كه خود آنها مدافع و پشتيبان محيط زيست شوند؛ اين كاري است كه در اروپا انجام شده و حفظ محيط زيست را به صورت يك رقابت درآورده است. در اين صورت اين حركتي كه دربرخي واحدها شروع شده به واحدهاي ديگر نيز تعميم داده ميشود و دفاتر فعالتر شده و از اين حالت نسبتاً انفعالي خارج ميشوند.
=برخي كارشناسان معتقدند كه ضعف سازمان محيط زيست, از نظر عدم وجود نيروهاي متبحر و امكانات لازم جهت آناليز و بدستآوردن آمار دقيق آلودگيهاي صنايع مربوطه, دليل به وجود آمدن دفاتر بخشي شده است. نظر شما در اين رابطه چه ميباشد؟
¡طبق قانون، سازمان محيط زيست عامل كنترل و جلوگيري از آلودگي است. براي اين كنترل و بازدارندگي، بايد خود را به كارشناس و ابزار مجهز نمايد. فقدان اين امكانات، ضعف سازمان محيط زيست را ميرساند. محيط زيست بايد كارشناسان كافي محيط زيست و شيمي و نفت را در اختيار بگيرد و آزمايشگاههاي مرجع مجهزي ايجاد كند و آناليزهاي واحدها را كنترل نمايد. هرجا آلودگي را بيشتر از حد استاندارد ديد, وارد عمل شده و از عوامل بازدارنده خود استفاده كند .
بله، بنده هم قبول دارم كه ضعف كارشناسي وجود دارد؛ اما مقصر خود سازمان حفاظت محيط زيست ميباشد كه بايد در جهت تقويت نيروي متخصص مربوطه و اولويتبندي صحيح پروژهها عمل نمايد. امروزه برخوردها موردي است؛ درحاليكه بايد با يك برنامه پايشي مرتب, بار آلودگي وارده به رودخانهها و درياها كنترل و اندازهگيري شود. سازمان محيطزيست بايد متولي باشد نه متصدي. اين بدان معنا است كه سازمان بايد مسئله تجزيه و تحليل و آناليز را به واحدها داده و آنها را به ارائه گزارش مستمر و دقيق موظف نمايد و خود هرچند وقت يكبار فعاليت آنها و صحت و سقم دادهها را كنترل نمايد.
=آيا سازمان حفاظت محيطزيست از نظر ضمانت اجرايي مشكلي ندارد؟
¡سازمان قوانين محكم متعددي دارد كه آن را به تنها ارگان غير از قوه قضائيه و نيروي انتظامي تبديل نموده كه مامورين آن حكم بازداشت داشته و ضابط قضايي ميباشند. هيچ ارگان ديگري اين امكان را ندارد. سازمان هرجا تشخيص بدهد ميتواند وارد شود، فعاليتها را متوقف ساخته و با پروندهسازي افراد را روانه دادگاه نمايد. در مورد مجازات، مقررات و قوانين فراواني وجود دارد لذا ما مشكل قانوني نداريم؛ ما از مشكل مديريتي رنج ميبريم.
=اگر اجازه دهيد, به بحث پتروشيمي بازگرديم. برخي از مديران و مسئولان حوزههاي مختلف پتروشيمي نكاتي را بيان ميدارند كه بهعنوان نمونه مسئولين منطقه ويژه ماهشهر, انتخاب خور موسي را جهت ايجاد مجتمعهاي متعدد در مجاورت آن، بهدليل دوبار جزرومد آب در طول شبانهروز، انتخاب مناسبي ارزيابي ميكنند؛ درحاليكه طبق شواهد، آب خور هر 5 سال يكبار بطور كامل تعويض ميشود. يا مسئولان بندر امام وجود جيوه در آب را مفيد و لازم ارزيابي ميكنند. شما با اين اظهار نظرها چه برخوردي ميكنيد؟
¡وقتي در اطراف خور موسي مجتمعهاي پتروشيمي متعدد احداث ميشود (با اين فرض كه با روزي دو بار جزرومد سواحل خور لايروبي ميشوند)، مواد لايروبي شده به كف خور رفته و آن را به شدت آلوده ميسازند و ريزدانهها و ماهيها را از بين ميبرند. در حال حاضر اهالي خوزستان، ماهي سبور اروندرود و بهمنشير را به دليل آلودگي نفتي موجود در بدن اين ماهيها مصرف نميكنند و از ماهيهاي خور موسي استفاده مينمايند. با وضعيت پيش آمده براي خورموسي تا چند وقت ديگر مشكلات اروند و بهمنشير را در مورد خورموسي نيز شاهد خواهيم بود.
آلودگي تنها بدين معني نيست كه شما نفت را مستقيماً وارد دريا كنيد؛ بلكه همين آلودگيهاي اندك و موادشيميايي ذرهذره جمع ميگردد و شرايط محيط را نامساعد ميسازد. يك مدير اين مسائل را در يك مقطع كوتاه به چشم نخواهد ديد. اگر مدير آيندهنگر باشد ضررهاي درازمدت را درك ميكند و ديگر اين نكته را بيان نميدارد كه با روزي دوبار جزرومد، آلودگيها تخليه شده و محيط لايروبي ميگردد و جيوه براي بدن لازم ميباشد!
سلامت محيط زيست را در درازمدت بايد درنظر گرفت. صرفنظر از برخي خطرات محلي و منطقهاي كه كوتاه مدت است، بايد به مسائل درازمدت هم توجه زيادي كرد. مثلاً با از بين بردن مرجانهاي طبيعي با ديناميت در عسلويه و آلوده كردن آب با پساب، آلودگي صوتي و ورود مواد غير قابل تجزيه نظير MTBE به آب، خليج فارس در درازمدت تبديل به مرداب ميگردد و اكوسيستم آن نابود ميشود. ما بايد اين ديد درازمدت را از طريق كلاسهاي توجيهي سازمان حفاظت محيط زيست به مديران آموزش دهيم، سازمان بايد براي مديران پروژههاي بزرگي مانند عسلويه و منطقه آزاد ماهشهر كلاسهاي اجباري بگذارد و چنين ديدي را به آنها بدهد. اين كلاسها بايد با روشن ساختن زيانهاي اقتصادي و زيستمحيطي حاصل از فعاليت واحدها، آنها را نسبت به مسئله محيط زيست حساس نمايد و راههاي جلوگيري از آلودگي را براي آنان روشن سازد. چنانچه اين امر صورت پذيرد مديران اين مسائل را به زيردست انتقال ميدهند و خود نسبت به رفع مشكلات اقدام مينمايند. مثال بارز آن، منطقه آزاد قشم ميباشد كه مديريت، بسيار خوب كاركرده و با تهيه برنامه زيستمحيطي مناسب و به حداقل رساندن آلودگيها، خسارات وارد به محيطزيست را تا حد قابل قبولي كاهش داده است. در اينجا ديگر نياز نيست كه سازمان حفاظت محيطزيست وارد جزيره شده و نظارت كند. اما خلاف آن جزيره كيش ميباشد كه مديريت صحيحي در آنجا حاكم نبوده و محيط زيست را با مشكلات جدي روبرو ساخته است.
=باتوجه به اينكه مسئولين صنايع نفت، گاز و پتروشيمي جهت پاسخگويي به مسائل مطروحه در مورد زيانهاي اين صنايع در زمينه محيطزيست اعلام آمادگي نمودهاند، طرح چه سؤالات محوري را جهت پاسخگويي آنان ضروري ميدانيد؟
○شما بفرماييد گزارشات زيستمحيطي واحدها و مديريت زيستمحيطي خود را به ما ارائه نمايند, ما توضيح خاصي لازم نداريم، آنچه براي ما مهم است اين نكته است كه آيا گزارشات لازم توسط آنها تهيه شده و اگر تهيه شده تا چه حد با واقعيت مطابقت دارد. ما در اينجا هيچ گونه گزارش قابل قبولي نداريم. آنچه كه هست بر پايه مشاهدات عيني و بازديد استوار مي باشد.
=درپايان چنانچه نكته خاصي را مدنظر داريد بيان نماييد.
¡شما با توجه به ساختار و نحوة عملكردي كه داريد ميتوانيد بهعنوان بازوهاي فكري و اطلاعاتي با تحليلها و گزارشات خود در حوزههاي مربوطه بمباران اطلاعاتي نماييد. اگر مديري كار خود را خوب انجام داد نيازي به تشويق ندارد زيرا وظيفه خود را انجام داده است. در مملكت ما كار درست انجام دادن يك منت شده است. ما انجام وظايف را نبايد بزرگ كنيم. ما بايد نقاط ضعف را شناسايي كرده، اولويتبندي نموده، مستند كرده و با مطرح كردن آنها بهدنبال راه چاره باشيم. در اين صورت دولت و مسئولين نسبت به موضوع حساس شده و درجهت رفع آنها اقدام ميكنند.
شما ميتوانيد اين آگاهي را ايجاد نماييد. كافي است مثلاً در زمينه محيط زيست به چند واحد مراجعه كنيد و گزارشهاي لازم را درخواست كنيد. چنانچه گزارشهايي تهيه شده بود, آنرا به افرادي كه سالها در اين زمينه تجربه داشتهاند ارجاع دهيد تا به شما بگويند اين گزارشها مستند و واقعي يا سمبوليك و غيرمستند هستند. سپس نتيجه اين گزارشات را مورد تحليل قرارداده و آنرا به مقامات مسئول ارجاع دهيد. همچنين با استفاده از سايت اينترنتي خود ميتوانيد آن را در سطح جامعه و حتي جهان انتشار دهيد. اين حركت شما ميتواند جلوي سوء تبليغات يك مدير را كه با دريافت يك لوح در يك حوزه خاص آن را به تمام واحدهاي خود تعميم داده و خود را "صنعت سبز" معرفي كرده است بگيرد.
|
| نظرات داده شده به اين مطلب |
مطالب خوبي نوشته ايد ممنون از نوشته هايتان اينجانب كاشناس ارشد محيط زيست شاغل در پتروشيمي نظر شما را تاييد مي نمايم
|
|
|
|
|
|
|
مطالب پايگاههاي مرتبط (Rss) |
|
| |